همه‌چیز درست همانطور پیش میرود که مامان از بچگی میگفت. مامان شاید اولین کسی بود که اصرار داشت من به‌جای دویدن دنبالِ توپ برای عروسکِ عزیزم لالایی بخوانم و خاله‌بازی کنم. اما به‌قطع اخرین‌شان نبود. درست است این روزها هیچکس اصرار ندارد خاله‌بازی کنم اما به جای قهقهه‌ای بلند یا خنده‌ای از ته دل بهتر است کمی گوشه‌ی لبم به بالا کشیده شود و با دستم جلوی دهانم را بگیرم، درست است من هم این روزها اصراری برای به دنبال توپ دویدن ندارم اما این‌که بلند میخندم اصلا خوشایند نیست. همه‌چیز درست همانطور پیش میرود که مامان از بچگی میگفت، باید دخترانه و ملیح رفتار کنی تا سراخر شاهزاده‌ای با اسب سفید بیاید و برایت فرش قرمز پهن کند، نباید طوری رفتار کنی که انگار گُستاخی! اگر به دنبالِ توپ بدوی و زمین بخوری سرِ زانوهایت سیاه میشود و روی دست و بال‌ت خراش میافتد و تو باید بنشینی و برای عروسکِ نازت غذا درست کنی و سعی کنی اشپزخانه‌ی خیالی‌ات همیشه مرتب باشد. اما امروز در حالی که گُستاخانه و با خستگی بعد از دعوا و جدل و از این‌طرف به ان‌طرف رفتن، گوشه‌ی راهرو چُمباتمه زده بودم، اقای پلیس امد و بعد از مطمئن شدن از اسم و فامیل‌م تصمیم گرفت نصیحتم کند که متین و ملیح رفتار کنم، نه فقط به این دلیل که شخصِ مقابلم ادم کله‌گنده‌ای بود یا این‌که صدایم از استانداردهای صوتی بالاتر رفته بود، خب قبل از من مردی سبیل‌کُلفت امده بود و بلند و با صدایی بالاتر از استانداردهای صوتی همه‌ی کله‌گنده‌ها را شُسته و زیر افتاب پهن کرده بود. خب من دختر بودم و طبیعتا دختر نباید حقش را فریاد بزند و مثل پسربچه‌های شلخته انتهای راهرو چُمباتمه بزند. دختر باید متین و ملیح رفتار کند حتی ان زمانی که طرف مقابل‌ش بخواهد حق‌ش را دولُپی بخورد. دختر نباید حقش را فریاد بزند، خب این واقعا گُستاخی‌ست.

۲۱ تیر ۱۴۰۵

- ۳۹