سلام خدای مهربان و عزیزِ من. همینجور که میدانی این پایین وضعیت کمی نا به سامان و قاراش‌میش است. بر خلافِ ادعای بعضی از ادمیزادهایی که ساخته‌ای، اسمانِ همه جا یک رنگ نیست. خدای خوبم. شما میتوانستی اسمانِ همه جا را واقعا یک رنگ بیافرینی اما اینطور نکردی، خب حتما دلایلِ خودت را داری. ما اینجا برای خاطرِ چند رنگ بودن اسمان‌ها کمی اذیت میشویم، یعنی چطور بگویم خدای خوبم، بیشتر از رنگِ اسمان‌ها، اینکه بعضی از ادمهایی که ساخته‌ای اصرار میکنند اسمان‌ِ همه‌جا یک رنگ است ما را اذیت میکند، من یکی که تقریبا دیوانه میشوم. خدای عزیزم، اگر بخواهم صادق باشم بعضی از این ادمیزادهایی که این پایین گذاشته‌ای واقعا اعصاب و روانِ ادمیزادهای دیگر را به هم میزنند. شاید اگر خودت کمی پایین بیایی ببینی که اسمان یک رنگ نیست و واقعا بعضی‌ها پرت و پلا میگویند! خدای خوبم. اختراعاتِ شما واقعا عجیب است، اما فکر میکنم اختراعِ "جبر جغرافیایی" عجیب‌تر از همه و تا حدودی زیاده‌روی باشد! من طرفدارِ پر و پا قرصِ اختراعاتی مثل احساساتِ ادمیزادی و لازانیا و به خصوص ماهی‌ها هستم! اما واقعا از جبرِ جغرافیایی‌ای که اختراع کرده‌اید بیزارم. خدای خوبم. من دلم میخواست واقعا اسمانِ همه جا را یک رنگ میساختید و هرگز اختراعی مبنی بر تاثیر محیط زندگی بر سرنوشت انسان درست نمیکردید.
خدای مهربانم. امیدوارم از دخالت‌ها و حرف‌های ناتمامِ من کلافه نباشی و در مورد رنگِ اسمان تجدید نظر کنی! و کمی به این پایین نگاه کن. ممنون.

۳٠ تیر ۱۴۰۵

- ۳٠